مبانی الگوهای هارمونیک: XABCD، ناحیهی PRZ، گارتلی و پروانه
درس ۶ از ۸ · متوسط
الگوی هارمونیک چیست و از کجا آمد؟
الگوهای هارمونیک ساختارهای قیمتی پنجنقطهایاند که اندازهی ساقهایشان با نسبتهای فیبوناچی تعریف میشود. ریشهی آنها به H. M. Gartley برمیگردد که در کتابی در سال 1935 یک الگوی پنجنقطهای را توصیف کرد. بعدها Larry Pesavento نسبتهای فیبوناچی را به این ساختارها پیوند داد و Scott Carney با اصطلاح Harmonic Trading نسبتها را استاندارد کرد و الگوهایی مثل Bat، Crab و Shark را معرفی کرد. الگوی Butterfly به Bryce Gilmore نسبت داده میشود.
تفاوت اصلی هارمونیک با الیوت این است که هارمونیک کمتر به «کجای چرخه هستیم؟» و بیشتر به «قیمت کجا ممکن است واکنش نشان دهد؟» میپردازد. خروجی آن یک ناحیه است، نه یک داستان کامل از بازار. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران الیوت را برای تصویر کلی و هارمونیک را برای نواحی دقیقتر کنار هم به کار میبرند.
اسکلت XABCD و پایهی AB=CD
هر الگو چهار ساق دارد: XA، AB، BC و CD. در الگوی صعودی، X کف است، A سقف، B کفی بالاتر از X، C سقفی پایینتر از A و D نقطهی پایانی در پایین؛ شکل کلی شبیه حرف M است. الگوی نزولی قرینهی آن و شبیه حرف W است.
هستهی بیشتر الگوها ساختار سادهی AB=CD است: دو ساق همجهت تقریباً هماندازه که با یک اصلاح (BC) از هم جدا شدهاند. در این ساختار، نسبت BC و پروجکشن CD معمولاً «جفت معکوس» هستند؛ یعنی اگر C به اندازهی 0.618 از AB برگردد، CD اغلب حدود 1.618 برابر BC است. جفتهای رایج: 0.382 با 2.618، 0.5 با 2.0، 0.618 با 1.618، 0.786 با 1.272 و 0.886 با 1.13.
PRZ: ناحیهی بازگشت احتمالی
نقطهی D در عمل یک نقطه نیست، بلکه یک ناحیهی بازگشت احتمالی (Potential Reversal Zone یا PRZ) است که از همپوشانی چند محاسبهی مستقل ساخته میشود:
- نسبت بازگشت یا امتداد XA؛ مهمترین عدد که هویت الگو را تعیین میکند.
- پروجکشن BC، یعنی اندازهی CD نسبت به BC.
- ساختار AB=CD یا نسخهی امتدادیافتهی آن، مثلاً CD برابر 1.272 AB.
هرچه این اعداد به هم نزدیکتر باشند، PRZ باریکتر و تعریفشدهتر است. PRZ جایی است که باید دقیقتر نگاه کرد، نه جایی که بیفکر وارد معامله شد. گامهای اعتبارسنجی PRZ را در درس بعد مرور میکنیم.
گارتلی (Gartley): نسبتها و مثال آموزشی طلا
| نقطه | نسبت رایج |
| B | بازگشت 0.618 از XA |
| C | بازگشت 0.382 تا 0.886 از AB |
| D | بازگشت 0.786 از XA |
| پروجکشن BC | 1.272 تا 1.618 |
| AB=CD | اغلب نزدیک به برابری |
مثال آموزشی (نه پیشنهاد معامله): گارتلی صعودی روی XAUUSD با X = 4,000 و A = 4,100؛ پس XA برابر 100 دلار است. B در بازگشت 0.618 یعنی 4,038.2 تشکیل میشود. C تا 4,080 بالا میرود که حدود 0.68 از AB و داخل محدودهی مجاز است. D در بازگشت 0.786 از XA یعنی 4,021.4 محاسبه میشود. بررسی: BC برابر 41.8 و CD برابر 58.6 است؛ نسبتشان حدود 1.40 و داخل بازهی 1.272 تا 1.618 است. AB برابر 61.8 است، پس نقطهی AB=CD در 4,018.2 قرار میگیرد. در نتیجه PRZ تقریباً میان 4,018 و 4,021 است.
ویژگی مهم گارتلی این است که D از X عبور نمیکند. اگر قیمت قاطعانه زیر 4,000 برود، الگو باطل شده است.
پروانه (Butterfly): نسبتها و مثال آموزشی طلا
| نقطه | نسبت رایج |
| B | بازگشت 0.786 از XA |
| C | بازگشت 0.382 تا 0.886 از AB |
| D | امتداد 1.272 از XA (برخی نسخهها تا 1.618) |
| پروجکشن BC | 1.618 تا 2.24 |
| AB=CD | اغلب نسخهی امتدادیافته، مثلاً 1.272 برابر AB |
پروانه برخلاف گارتلی فراتر از X تمام میشود. مثال آموزشی: X = 4,000 و A = 4,100؛ B در 0.786 یعنی 4,021.4؛ C تا 4,070 بالا میرود (حدود 0.618 از AB)؛ D در امتداد 1.272 از XA یعنی 4,100 منهای 127.2 که برابر 3,972.8 است. بررسی: BC برابر 48.6 و CD حدود 97.2 است؛ نسبت حدود 2.0 و داخل بازهی مجاز. AB برابر 78.6 است و CD حدود 1.24 برابر آن، یعنی نزدیک به نسخهی 1.272.
پروانهها اغلب در انتهای حرکتهای پرشتاب و نزدیک سقف یا کفهای مهم ظاهر میشوند، اما چون D فراتر از X است، ریسک ادامهی حرکت هم بیشتر است.
کی کار میکند و کی شکست میخورد؟
الگوهای هارمونیک در بازارهای نوسانی و رنجهای بزرگ، جایی که قیمت میان مناطق تعادل رفتوبرگشت میکند، خواناتر عمل میکنند. در مقابل، در روندهای قوی خبری، مثلاً پس از یک دادهی تورمی غیرمنتظره، PRZها اغلب بدون مکث شکسته میشوند. الگوهایی که ساقهایشان از نظر زمان بسیار نامتناسباند (مثلاً XA در دو هفته و CD در دو ساعت) هم کمتر قابل اتکا هستند.
یک هشدار دربارهی نرمافزار: اسکنرهای خودکار هارمونیک اغلب الگو را تا لحظهی آخر تغییر میدهند (repaint). الگویی را که نرمافزار پس از وقوع نشان داده، با الگویی که پیش از رسیدن قیمت به D قابل شناسایی بوده یکی ندانید.
اشتباههای رایج
- اندازهگیری D گارتلی از AB بهجای XA؛ نسبت تعیینکنندهی D از ساق XA است.
- نادیده گرفتن نسبت B که هویت الگو را مشخص میکند و تبدیل هر الگو به گارتلی.
- برخورد با PRZ بهعنوان یک قیمت دقیق بهجای یک ناحیه.
- اعتماد به اسکنرهای خودکاری که الگو را پس از وقوع بازنقاشی میکنند.
حجم اینجا چه میگوید؟
PRZ از ریاضی ساخته میشود؛ حجم نشان میدهد آیا معاملهگران واقعی در آن ناحیه حضور دارند یا نه. PRZی که روی یک ناحیهی پرحجم قبلی یا لبهی Value Area نشسته، معمولاً معنادارتر از PRZی است که وسط یک ناحیهی کمحجم (LVN) قرار گرفته، چون قیمت از نواحی کمحجم اغلب سریع عبور میکند. هنگام رسیدن قیمت به PRZ، نشانههایی مثل جذب (در گارتلی صعودی: حجم تهاجمی فروش زیاد بدون پایینتر رفتن قیمت)، کاهش شتاب دلتا یا تغییر جهت دلتای تجمعی، واکنش را تقویت میکنند.
در مقابل، اگر قیمت با حجم فزاینده و دلتای قوی همجهت از PRZ عبور کند و هیچ جذبی دیده نشود، این نشانهی ابطال است، حتی اگر نسبتها کامل بوده باشند. ترکیب «کجا» از هارمونیک و «چه کسی» از جریان سفارش معمولاً منطقیتر از تکیه بر هر کدام بهتنهایی است.
📚 استراتژیهای این سبک را با برچسب شواهد (ادعا یا آزموده) ببینید: کتابخانهی استراتژی
پرسشهای پرتکرار
فرق گارتلی و پروانه در یک جمله چیست؟
در گارتلی B حدود 0.618 و D در 0.786 داخل ساق XA است، اما در پروانه B حدود 0.786 است و D فراتر از X در امتداد 1.272 یا بیشتر کامل میشود.
آیا الگوهای هارمونیک روی طلا کار میکنند؟
ساختارهای XABCD روی نمودار طلا هم دیده میشوند، اما طلا به اخبار کلان حساس است و PRZها ممکن است در روزهای خبری شکسته شوند. به همین دلیل اعتبارسنجی و سطح ابطال ضروری است.
چقدر تحمل خطا در نسبتها مجاز است؟
بیشتر تحلیلگران چند درصد تحمل در نظر میگیرند، اما هرچه تحمل بیشتر شود، الگوهای بیشتری «پیدا» میشوند و کیفیتشان پایین میآید. بهتر است تحمل را از پیش ثابت کنید.
این درس آموزشی است و توصیهی خرید یا فروش نیست؛ ما سیگنال نمیدهیم. مثالهای قیمتی فقط برای توضیحاند. هر روشی را اول روی حساب دمو و با مدیریت ریسک امتحان کنید.